تبليغاتX
دایره رنگی! -
 

مثل همیشه گوشیم یه کناری افتاده بود و به طرز عجیبی ساکت بود . این روزا کمتر ازش صدا درمی آد شایدم من بهش کمتر توجه میکنم. یه چیزی قلقلکم داد که برم یه چکی بکنم ببینم خبری نیست . بین sms هایی که داشتم یکیشو که دیدم کلی ذوق کردم، از یه دوست قدیمی و با معرفت. همکلاسی دبیرستانمه و هنوز گاهگداری با هم ارتباط داریم. گاهی از این همه معرفتش شرمنده می شم و هر بار تصمیم می گیرم بیشتر از پیش یادشو کنم و ازش خبری بگیرم. یه sms خیلی قشنگ و آخرش یه جمله:

عزیزم روز پزشک رو بهت تبریک می گم!

می دونستم اول شهریوره ولی فکر نمیکردم به این زودی برسه! دویدم سراغ کیفم دنبال تقویم جیبی ای که مدتهاست خریدم ولی هنوز لاشو باز نکردم. کلی گشتم که توی بی نظمی منظم خودم پیداش کنم. از دختر عموم پرسیدم امروز چندمه؟ گفت 31 ام. برای چی؟ پرسیدم: امروز روز پزشکه؟ گفت:نمی دونم و تقویم رو با سرعت عجیبی از دستم قاپید و نگاه کرد: هه! روز جهانی مسجد!  تقویمو گرفتمو خودم نگاه کردم: 1 شهریور، ولادت ابوعلی سینا، روز پزشک...

پاک فراموش کرده بودم، مثل این سالا که فراموش کردم که قراره پزشک شم...

فراموش کرده بودم که قراره یه پزشک موفق و متعهد بشم. قراره یه روزی جون این همه آدم بیاد دستم. گاهی که فکرشو میکنم لرزه به تنم می افته. اگه به خاطر یه غفلت من ، به خاطر یه لحظه سستی ، به خاطر هر ساعت کم کاری من تو این روزا سالها بعد جون یه آدم به خطر بیفته، من خودمو می بخشم؟…

یه سال پیش تو همچین روزی واقعا فهمیدم دکترم و دکتر بودن یعنی چی؟ وقتی جایزه پزشک نمونه رو به اون خانوم دکتره دادن آرزو کردم یه روزی اونقدر خوب باشم که پیش این همه پیشکسوت اعتبار گرفتن این عنوانو داشته باشم.(ولی هیچ دوست ندارم به اون روز و روزا برگردم)

 این روزا بعد از یه ترم که از فیزیوپاتی میگذره وقتی با دیدن هر نشانه توی اطرافیان میدونم که یه جا در موردش خوندم ولی یادم نیست کجا و چی؟ و فقط یه هاله ای از همه چیزایی که ماه آخر خوندم یادمه، عزمم رو بیشتر جزم میکنم که از ترم بعد خوب و همون جوری که دلم میخواد درس بخونم. بشم مثل همون اسوه هایی که برای خودم انتخاب کردم. یه پزشک خوب و از همه مهم تر یه انسان خوب!

امروز وقتی بابا لابلای نصیحتاش رو به بچه های جمع کرد و گفت: هیچ کدومتون اندازه دخترم زحمت نکشیدین، تَهِ دلم خالی شد...

من قراره پزشک شم، یه پزشکی که پزشکه!

همونی که سال اول وقتی به مدرسه سر زدم معلمام برام آرزو کردن؛ همون پزشکی که هر وقت می رم حرم از خدا می خوام کمکم کنه اون طور باشم؛ همون پزشکی که فقط توی مطب خودش و بین همنوعاش پزشک خطاب می شه و عنوانش رو برای تفاخر نمیخواد؛ همون پزشکی که اول از همه یه انسانه...

 

         روز پزشک رو به همه پزشکای خوب دنیا تبریک میگم

                                                   

 

پ.ن: چقدر آدم خوشحال می شه وقتی کسایی یادشو می کنن که توقعشو نداره، علی الخصوص اونایی که همیشه باهاشون سر رشته اونا ( دارو) و رشته خودت کَل کَل داری...

پ.ن: اینم الآن آتی زد:

   در قندون، لب خندون، خطابم نیست به بچه های دندون!

                            اردک تک تک، تک تک اردک، دُکی جون با تواَم روزت مبارک!

نوشته شده توسط وروجک در جمعه 1 شهریور1387 |